فیلم " بازگشت" (volver ) ساخته پدرو آلمو دوار سرگذشت ریموندا (پنلوپه کروز)، زنیست که سالها پیش در سنین نوجوانی توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفته و از او فرزندی دارد. قصدم نقد فیلم نیست که نقادی نمی دانم. اما نکته ای که به نظرم جالب آمد "نوع نگاه" است. احتمالاً همه ما با شنیدن چنین داستانی یکه می خوریم و حتی از تصور آن هم شرم داریم اما نکته در این است که غرب دیرزمانیست به این رسیده که آدم، آدم است و پایش بر روی زمین و این زمینی ها عاری از اشتباه و خطا نیستند. قرار نیست سرنوشت محتوم همه آدمها "اشرف مخلوقات" شدن باشد چه انسان حیوان صفت، درنده تر از هر درنده ایست . این به نظر من نشأت گرفته از نگاه اومانیستی ( انسان محورانه) غرب به آدمی و جهان پیرامون اوست. همین نگاه اومانیستی منشأ بسیاری از تحولات در اروپا شده است. دنیای صوفی به ساده ترین شکل ممکن دست خواننده را می گیرد و سر چشمه این اومانیسم را به او نشان می دهد و نشان می دهد که اولین سوالات این بود: تو کیستی و جهان چگونه بوجود آمد. در مهیج ترین بخش کتاب، آلبرتو کناس به صوفی (خواننده) نشان می دهد که چگونه انسان یاد گرفت بدن مردگان را تشریح کند و از راز های نه توی آن سر در بیاورد، چگونه میکل آنژ با به تصویر و تجسم کشیدن جزییات بدن انسان راه خود شناسی و انسان محوری را در اروپا باز کرد و قطب نما و سلاح گرم و کشتی بخار چگونه راه شناخت جهان پیرامونی را گشود و بالاخره چگونه اروپا راه علوم انسانی و تجربی را برگزید تا بکاود و بجوید و قانون انسانی وضع کند و سرنوشت انسان را به دست خودش بسپارد. همین نگاه است که ارزش تجربه را در اروپا بالا برده است و نهادهای تجربه محور ( دانشگاه ها، پژوهشگاه ها و مراکز تحقیقاتی) قدر و منزلت می یابند. این تجربیات وارداتی نیستند که بدون زحمت بدست آمده باشند و کاریکاتور وار بکار گرفته شوند. میراث قرونند و "کسی که از تجربیات قرنها نیاموزد، فقیر است" و درست به همین دلیل است که به طور مثال پارلمان نهادیست دمکراتیک نه کاریکاتوری خنده آور از دیکتاتوری، زیرا پارلمان و شورا در اروپا و مشخصاً فرانسه با زخمت و خونهای بسیار بدست آمد نه زور حاجی بازاری ها و روحانیون. پارلمان تشکیل شد زیرا ضرورتش احساس می شد. یا دانشگاه محل دانش و تجربه اندوزیست، محل زایش فرضیه، بروز خلاقیت، زایش ایدهای نو، مکان نقد هر آنچه که هست، شک به هر چیزی که در بوته تجربه نمی گنجد و نه نهادی ابتر و یائسه و خالی از ایده و خلاقیت. اروپا برای رسیدن به این نگاه راه بسیاری را طی کرده است ما هنوز اول راه هستیم.

